خرید بک لینک

هنوز زندم:)  ولی خیلی بدم...  خیلی....  عاجزم دیگه...  تا یه جایی خودتو گول میزنی...  ولی وقتی عملا خواسته نشدنت بیان میشه...  دیگه گولم نمیشه زد!  نمیخوانت همین،  نه دوست نه معشوقه نه در و همسایه نه فامیل و اشنا اول خودت بعد مادر و پدرت همین + ذهن مشوش من | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار حیدری تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 5:00

مطمئنا امروز فردا شاهد این هستیم که منو از این خونه بندازی بیرون:D

منتظرم من:)))))))))))))))))))))))

برچسب: نویسنده: کامیار حیدری تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 13:24

که ببینه من دارم آزار میبینم اما خوشال بشه که حرفش به کرسی نشست... که بگم دارم اذیت میشم... بگی بعدا درست میشه... که جلوت گریه کنم لبخند بزنی بگی باشه.... مرسی مامان که انقد خوب صلاحمو میدونی:) + ذهن مشوش من |

برچسب: بدبختی,مامانت,دوستت,نداره, نویسنده: کامیار حیدری تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 6:10

یه حسی که فقط جیغ بزنی! فققققققط جیییییییییییغ بزنی! نمیخواااااااااااام، نمیییییییییییییییخوااااااااااااااااااام نمییییییییییییییییییییییییخوااااااااااااااااااااااااام نمیخوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام + ذهن مشوش من |

برچسب: خوردی, نویسنده: کامیار حیدری تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 6:10

شعر از علیرضا آذر عزیز چه مرگ تراژدی ای، پایان تلخ، و شوکه کننده! دقیقا مثل پرده ی آخر تئاترایی که وقتی از سالن نمایش میایم بیرون همه چیز رو نثار نویسنده ی محترم میکنیم... ولی اصولا چیزای ناگهانی هم حقیقی تر هستن، هم ماناتر! همه میدونن من از خودکشی بدم میاد. ولی همه عم میدونن بعضی وقتا یهو تغییر گرایش و علاقه میدم. چرا باید همه ی اتفاقات تباه کننده پشت سر هم بیفتن؟ بحثم، بحث یکسالی کهادامه مطلب

برچسب: خودکشی,عجیبیست,بستم, نویسنده: کامیار حیدری تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 6:10

خودم میدونم اصل شعر چیه"

خیلی ممنون که تو همه چی فضولی میکنید-_-

برچسب: نویسنده: کامیار حیدری تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 6:10

عادت شده روزی یه بار اشک منو دربیاری، فکر میکردم تو نمیکنی!

ولی تو عم میکنی مثل همه...

برچسب: عادی, نویسنده: کامیار حیدری تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 23:03

چرا هیچ ادواردی نیست که منو بلاطوانه دوست بدارد؟ |:

برچسب: سوالی,میلیون,دیدنت,میاد, نویسنده: کامیار حیدری تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 23:03

ینی فمیده؟

چرا هنو دوسش داری...

چرا سختش میکنی!

البته خیلی خوب رفتار کرد!

حس میکنم فمیدی و منتظر خودمی...

شاید البته...

شایدم فک میکنه دارم ادا در میارم و مسخره بازی!

ولی ناموسن عددو راس گفتی؟ |:

+ ذهن مشوش من |

برچسب: انقد,ضایم؟, نویسنده: کامیار حیدری تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 23:03

کنسرت چارتار ۳ شهریور، کنسرت زانیار ۵ شهریور! تولد من ۴ شهریور|||||||:

برچسب: واااااهااااای,هیجده,سالگی,کنکی, نویسنده: کامیار حیدری تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 23:03

جدن چیه این رفاقت، چقد عمیقه که هنوز هیچکدوممونو ول نکرده....

برچسب: سوالی,جواب, نویسنده: کامیار حیدری تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 23:03

هیچوقت فکر نمیکردم موضوعی باشه که نتونم بت بگم...

بنویسمشو قبل از خوندنت ادیتش کنم....

چرا باید از شنیدن این موضوع ناراحت بشی؟

نگو نه نگو بد دل و بداحساس شدم، چون وقتی یه حدثایی زده بودی کاملا عوض شدی...

موضوع پیش پا افتاده ای که نمیشه بت بگم:(

+ ذهن مشوش من |

برچسب: غزاله؟, نویسنده: کامیار حیدری تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 23:03

اونی عم که شال قرمز و ال استار قرمز داره|:

بیایید ببینیم همو||||:

برچسب: شهریور,صعودمون,بلوار,کشاورز,دارم,میدم, نویسنده: کامیار حیدری تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 23:03

از دوست صمیمیم میتونه این باشه که همه ی جریان و احساسم به اون جریانو بت بگم و تو عم بپذیری

از مامانم هم کارت اهدای عضو میتونه باشه

چقد قانعم من:(

برچسب: بهترین,کادو, نویسنده: کامیار حیدری تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 23:03

۴ رو بفرستین به ۲۰۰۰۹۰، ماعم حق داریم بیاییم:(

برچسب: نویسنده: کامیار حیدری تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 1:50

صفحه بندی